تحولات منطقه

وقتی نوجوانی با گوشی هوشمند دنیا را می‌گردد اما از نام امامانش و ریشه‌های تاریخی‌اش بی‌خبر است، دغدغه‌مندان دین را به اندیشه وا می‌دارد. خطای بزرگ امروز، مشغول کردن نسل نو به حاشیه‌های کم‌اهمیت به جای ساختن بصیرت است.

زمان مطالعه: ۳ دقیقه

‏تربیت در مکتب اهل‌بیت(ع)، تنها انباشت اطلاعات نیست؛ بلکه ساختن انسانی آگاه، زمان‌شناس و ریشه‌دار است. امروز فرزندانمان در میان طوفان رسانه‌ها سرگردانند، در حالی که برنامه‌ریزی‌های کلان گاهی درگیر مسائل فرعی و حاشیه‌ای شده است. اگر می‌خواهیم آن‌ها در فردای پربحران جهان، استوار و مؤمن باقی بمانند، باید ابزار شناخت و بصیرت دینی را پیش از هر چیز به دستشان بدهیم. این نوشتار، دعوتی است برای بازنگری در اولویت‌های تربیتی و نگاهی عمیق‌تر به تکالیف ما در قبال فردای نوجوانان:

نوجوان ایرانی برای فردای خود چه می‌داند؟

سه‌شنبه‌ها که توفیق تدریس سیرۀ اهل‌بیت(ع) به نوجوانان را دارم، با پدیده‌ی جدیدی مواجه شدم؛ با نوجوانانی که حتی نام دوازده امام(ع) را به ترتیب نمی‌دانستند، اما گوشی اندروید در دست داشتند و به ست کردن لباس‌هایشان توجه می‌کردند. در همان لحظه غرق در افکارم شدم و با خودم تکرار کردم: واقعاً لازم است امروز، به جای آنکه بپرسیم نوجوانمان چه معدلی گرفته است، از خودمان بپرسیم: او از دنیایی که قرار است فردایش را در آن بسازد، چه می‌داند؟

شما نوجوانی را تصور کنید که سال‌ها در ایران، در قلب خاورمیانه، درس خوانده و از نظر تحصیلی نیز دانش‌آموز موفقی بوده است؛ اما نمی‌داند «تحریم» یعنی چه و نمی‌داند همین واژه‌ی به‌ظاهر ساده چه پیامدهایی دارد. نمی‌داند «استعمار» یعنی چه و چرا منطقه‌ای که خودش و نسل‌های پیش از او در آن زندگی کرده‌اند، یکی از مهم‌ترین مناطق جهان در معادلات سیاسی، اقتصادی و امنیتی است. این دیگر فقط یک ضعف در داشتن اطلاعات نیست؛ نشانه‌ای است از اینکه بخشی از نسل جدید ممکن است نسبت خود را با تاریخ، هویت دینی و فرهنگی و حتی جغرافیای سیاسی محل زندگی‌اش به‌درستی نشناسد.

در چنین شرایطی، واقعاً باید پرسید: اولویت‌های ما برای تربیت این نسل چیست؟

آیا صحیح است در روزهایی که جامعه با انبوهی از مسائل جدی و سرنوشت‌ساز مواجه است، یکی از موضوعاتی که به‌شکل گسترده برجسته می‌شود، بحث صدور گواهینامه‌ی موتورسیکلت برای بانوان باشد؟ آیا واقعاً باید چنین موضوعی در ردیف دغدغه‌های برجسته‌ روز جامعه قرار بگیرد، در حالی که مسائل بسیار بنیادی‌تر و سرنوشت‌سازتری پیش روی نسل نوجوان ماست؟ نوجوان ما پیش از آنکه ذهنش درگیر گرفتن گواهینامه‌ موتورسیکلت باشد، باید بداند تحریم چیست و چگونه می‌تواند بر آینده‌ او اثر بگذارد.

بیش از آنکه لازم باشد ذهن او را درگیر حاشیه‌های کم‌اهمیت کنیم، باید به او بیاموزیم استعمار چگونه عمل می‌کند، قدرت‌های جهانی چگونه منافع خود را دنبال می‌کنند، رسانه چگونه افکار عمومی می‌سازد و چرا خاورمیانه همواره یکی از کانون‌های مهم رقابت قدرت‌ها بوده است. نوجوان امروز باید بتواند بفهمد: چرا جنگی در نقطه‌ای از منطقه می‌تواند بر زندگی او اثر بگذارد؟ چرا قیمت نفت، نرخ ارز، تحریم یا یک تصمیم سیاسی در هزاران کیلومتر دورتر می‌تواند بر آینده‌ی شغلی و اقتصادی او تأثیر بگذارد؟
چگونه یک خبر می‌تواند واقعیت را روایت کند و خبری دیگر همان واقعیت را وارونه جلوه دهد؟ و مهم‌تر از همه، باید بداند او کیست و در چه تاریخی ریشه دارد. باید هویت خود را پیدا کند و برای حفظ و پاسداری از آن بجنگد.

اگر نوجوانی که حتی نام دوازده امامش را به ترتیب نمی‌داند، تاریخ معاصر کشورش را نمی‌شناسد، مفهوم استعمار و تحریم برایش مبهم است و از جایگاه ژئوپلیتیکی سرزمینی که در آن زندگی می‌کند اطلاعی ندارد، مهم‌ترین دغدغه‌ی تربیتی و فرهنگی‌اش باید این باشد که آیا برای زنان گواهینامه‌ی موتورسیکلت صادر می‌شود یا نه؟ مسئله، جابه‌جا شدن اولویت‌هاست. مسئله این است که گاهی برای مسائل فرعی چنان هیاهویی ایجاد می‌کنیم که مسائل اصلی به حاشیه می‌روند. مسئله این است که نوجوان ما ممکن است برای کنکور، امتحان، نمره و مدرک، ساعت‌ها آموزش ببیند، اما برای فهم جهان پیچیده‌ای که قرار است در آن زندگی کند، آموزش منسجم و جدی‌ای نداشته باشد.

ما از نوجوان انتظار داریم در آینده تصمیم بگیرد، تحلیل کند، انتخاب کند، شغل پیدا کند، خانواده تشکیل دهد، در جامعه نقش‌آفرینی کند و در برابر موج‌های رسانه‌ای و سیاسی منفعل نباشد؛ اما آیا ابزار فهم این جهان را در اختیارش گذاشته‌ایم؟ نوجوانی که جهان را نمی‌شناسد، در برابر روایت دیگران از جهان آسیب‌پذیر است؛ و این شاید از هر مسئله‌ی فرعی دیگری مهم‌تر باشد. روزهای آینده قابل پیش‌بینی نیستند. ممکن است بحران‌های اقتصادی، تحولات سیاسی، جنگ‌های رسانه‌ای، تغییرات فناوری، منازعات منطقه‌ای و اتفاقاتی پیش روی این نسل قرار بگیرد که امروز حتی تصورشان را نمی‌کنیم.

پس به جای آنکه تمام دغدغه‌مان را صرف موضوعاتی کنیم که در بهترین حالت، مسئله‌ای فرعی در زندگی یک نوجوان است، باید از خودمان بپرسیم: برای روزهای نامعلوم آینده، چه چیزی در ذهن و قلب او ساخته‌ایم؟ آیا فقط مدرک و محفوظات؟ یا قدرت فهم، تحلیل، هویت، بصیرت و توان تشخیص؟ شناخت هویت، تاریخ، جامعه و جهان، برای ساختن آینده‌ی یک نسل ضروری است. کاش در کنار همه‌ی بحث‌هایی که این روزها با صدای بلند درباره‌شان سخن می‌گوییم، یک‌بار هم با همان جدیت بپرسیم: نوجوان ایرانی امروز، برای فهم فردای خودش چه می‌داند؟

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha